![]() |
![]() |
|
| بیا با من همسفر شو |
|
سلام دوستای گل خودم....خوبید....خوشید...سلامتید............چکار میکنید خب...........امروز اومدم که چندتا مطلب با حال.....هم پند و اندرز(البته نه از خودم ها.از بزرگان و قرآن) و هم یه مطلب طنز..البته باید از همین جا بکن که اصلا منظوری ندارم و امیدوارم که هیچ کس مخصوصا دختر خانمهای گل بهشون بر نخوره......اگه خوب نبود بگید حتما حذفش میکنم... حتی اگه یکی راضی نباشه من پاکش میکنم...... .دوستتون دارم ........... فعلا........ 1- به خدا نگویید که مشکلات بزرگ دارم.....به مشکلات بگویید خدای بزرگی دارم 2- هر سد و مانعی می تواند هدفی برای تغییر مسیر زندگی باشد 3- آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که همیشه به یاد توام از طرف بهترین دوستت....... خدا سوره ی بقره آیه 152 4- خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوق را تنها برای خود نمی خواهد خب...حالا مطلب طنز....بازم معذرت طرز تهیه ی زن: برای تهیه ی این عنصر مقدار زیادی اسید دروغ را با سولفات مکاری و اکسید حقه بازی و سولفور کلک مخلوط و مقدار بسیارزیادی کلرید غرور بی جا نیترات وقاحت و شرارت را به این ترکیب اضافه میکنیم. و در آخر کافیست کمی کربنات هیزی و کلرات اعتماد به نفس کاذب رابا خساست ترکیب کنیم............ لازم به ذکر است که این عنصر به صورت ول در محیط یافت میشود
حالا هم آقایون اگه حالش را دارید یه ذره...فقط یه ذره دنیا را بدون خانمها تصور کنید تا قدر اونها را بدونیید... بازارعای خالی.....پولهای اضافی...خیابونهای خلوت...مخابرات ورشکسته و مهمتر از همه شیطون بیکار شده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 23:12 توسط مسافر کوچولو |
|
|
دوستای باحالم......یادتون نره برا هر پستی نظر بدید...نگید
این دیگه گذشته ها ........قربونتون.............. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 22:44 توسط مسافر کوچولو |
|
|
عشق چیه..........کی به عشق اعتقاد داره.........
نمیدونم .شاید عشق وجود داشته باشه...........شاید هم نه.............جالبه...نه آدم عاشق باشه و بشینه بگه عشق چیه.............. آخه عشق را نمیشه با این کلمات توصیف کرد میدونی چرا چون عشق واژه نیست کلمه نیست حرف نیست عشق تپش قلب عاشقه..........چون فقط برا معشوقش می تپه.......... آره.....عشق قلب شکسته ی آدم................عشق معنی زندگیه..........عشق
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 22:41 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سلام به همه ی دوستای گل و دوست داشتنی
خوبید...خوشید........سلامتید من بعد چند روز اومدم که یه پست جدید داشته باشم میخوام که یه کم تنوع باشه و یک موضوع جدید را بذارم تو وب و اون موضوع
اینه فرق پلیس ایران و دیگر کشورها
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 22:26 توسط مسافر کوچولو |
|
|
خنده ی آدمها همیشه از دلخوشی نیست
گاهی شکستن دل کمتر از آدمکشی نیست
گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یک حرف ساده هم گاهی چقدر غم میاره |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 15:29 توسط مسافر کوچولو |
|
|
تنها و روي ساحل مردي به راه مي گذرد نزديك پاي او دريا، همه صدا . شب، گيج در تلاطم امواج . رو مي كند به ساحل و در چشم هاي مرد نقش خطر را پر رنگ مي كند . انگار هي مي زند كه: مرد! كجا مي روي، كجا ؟ و مرد مي رود به ره خويش . و باد سرگردان هي مي زند دوباره : كجا ميروي ؟ و مرد مي رود. و باد همچنان ... امواج، بي امان، از راه مي رسند لبريز از غرور تهاجم . موجي پُر از نهيب ره مي كشد به ساحل و مي بلعد يك سايه را كه برده شب از پيكرش شكيب . دريا، همه صدا . شب، گيج در تلاطم امواج . باد هراس پيكر رو ميكند به ساحل و .....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 13:48 توسط مسافر کوچولو |
|
|
غروب...........دلتنگی...........زیبایی..................
فکرش را بکن...............لب دریا دم غروب تک تنها وای که چقدر حال میده برای یه فریاد................برای گریه.........برای اینکه خودت را از غم و قصه ی دنیا رها کنی............برای اینکه داد بزنی خدایا قربونت بشم...............میشه که یار بیاد....میشه که ببینمش...............میشه که این همه غروبهای جمعه انتظار نکشیم........................میشه...................
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 22:0 توسط مسافر کوچولو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 16:46 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سلام دوستانی که اصرار میکنید من خودم را معرفی کنم و سلام دوستانی که اصرار نمکنید من خودم را معرفی کنم...........خوبید..............خوش میگذره بهتون.............اگه خوش میگذره خدارا شکر.........اگه هم نمیگذره فقط دعا میکنم که به همه ی جوونا مخصوصا شما خوش بگذره
خب........دیگه مجبورم خودم را معرفی کنم..اما اونی که من را میشناسی....ببخشید ......... من حامد صالحی هستم....از اصفهان مزاحمتون میشم...........دانشجو هستم........روانشناسی میخونم.............۲۰ سال دارم........... دیگه چی بنویسم.........إ إ........نمیدونم دیگه چی باید بنویسم....فکر کنم همینا کافی باشه
خب..دیگه مزاحمتون نمیشم................فعلا........شاد شاد شاد باشید.......خدانگهدار |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 7:42 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سلام دوستای گل خودم: من امروز تصمیم گرفتم که هفته ای یک بار سه چهار تا از جملات قصار حضرت علی علیه السلام که خیلی دوستش دارم را بذارم تو وبم..........هفته ای یک بار اونم پنجشنبه ها یا جمعه ها امیدوارم که اولا خوشتون بیاد و بعدش هم این پندها تو زندگی کمکمون کنه.....با اجازه
رهاورد عفت و شکر گزاری عفت ورزیدن زینت فقر و شکر گزاری زینت بی نیازی است حکمت 68
حفظ روح امیدواری اگر به آنچه میخواستی نرسیدیاز آنچه هستی نگران نباش حکمت 69 روانشناسی جاهل نادان را یا کند رو یا تند رو میبینی حکمت 70 نشانه ی کمال عقل چون عقل کامل گردد سخن اندک شود حکمت 71 رابطه ی دنیا و انسان دنیا بدنها را فرسوده و آرزوها را تازه میکند.مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز میسازدکسی که به آن دست یافت خسته میشود و آن که به دنیا نرسید رنج می برد حکمت 72 ضرورت یاد مرگ انسان با هر نفسی که می کشد قدمی به سوی مرگ نزدیک میشود. . . حکمت 73
خب ......... دوستان ...... خسته که نشدید.....میگم که نظر یادتون نره ها من امیدم به نظرهای شماست ................. دوستتون دارم.......تا بعد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 7:24 توسط مسافر کوچولو |
|
|
آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد هركسي هم نفسم شد دست آخرقفسم شد منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد نيازارم ز خود هرگز دلي را كه مي ترسم در آن جاي تو باشد گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت (ضرب المثل آلماني) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 23:22 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سلام دوستان خوب و گل و با حالم خب.......قصد معرفی خودم را نداشتم........اما دیدم اگه خودم را معرفی نکنم شاید من را تنها بذارید و برید من یه پسرم.......درسته که میگم تنهام اما در واقع تنها نیستم.....چون یکی را دارم که خیلی هم دوستش دارم به عبارتی عاشقشم.........اسم اصلی من این نیست ولی شما من را به اسم .....به اسم........ نمیدونم...خودتون یه اسمی پیدا کنید و من را هم خبر کنید......... دیگه بگم که.......پسری عاشقم.......اول عاشق خدا جونم....بعد اونی که خیلی دوستش دارم و بعد هم درس و کار و زندگی...البته پول را هم دوست دارم ولی تموم زندگی من نیست.............. تازه......اونم حلالش را دوست دارم...ببخشید که اسم اصلی.......شهرم(البته اگه یه کم توجه کنید احتمالا از تو نوشته هام...مخصوصا از لهجه بفهمید مال کجام)........شغلم..رشته ام و خیلی چیزهای دیگه را نگفتم چون نمیخوام شناسایی بشم......چون ممکنه که یه کسی بیاد و ...............دیگه ضایع بشم ببخشید سرتون را درد آوردم.................فعلا......خدانگهدار همه دوستای گلم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 22:47 توسط مسافر کوچولو |
|
چی میشد اگه دلتنگی تو دنیا نبود چی میشد تنهایی وجود نداشت.............چی میشد اگه همه شاد بودند هیچی نمیشد........چون دنیا بدون این سه چیز هیچ چیز نیست به قول هایده........... بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:29 توسط مسافر کوچولو |
|
|
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی
ولی با با ذلت و خواری نمیگردم پی شبنم دانی که ز میوه ها چرا سیب نکوست نیمی رخ عاشق است نیمی رخ دوست من در عجبم که هر دو اندر یک پوست زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست عزیزان....زندگی را آسان بگیرید......... چون روزگار به اندازه ی کافی به شما سختی خواهد داد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 21:45 توسط مسافر کوچولو |
|
|
سهراب:گفتی چشمها را باید شست شستم ولی
گفتی جور دیگر باید دید دیدم ولی گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی او نه چشمهای خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را
هیچکدام را ندید.فقط در زیر باران خندید و با طعنه گفت:
دیوانه ای باران ندیده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 21:31 توسط مسافر کوچولو |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 21:11 توسط مسافر کوچولو |
|
|
دلي گفت: كه آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود:تا چه بگويد اين دل من!!! عقل فرمود: كجا حل شود اين مشكل من؟؟ مرگ خنديد:در اين خانه ي ويرانه ي من |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 22:28 توسط مسافر کوچولو |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا به امید تو
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 22:26 توسط مسافر کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما همیشه در سفریم.........یه روز اینجا یه روز اونجا.........مهم اینه که همیشه دلمون یه جا باشه...............فقط یه جا
سلام دوستان.....امیدوارم که خوب خوب خوب باشید این وبلاگ را به خاطر تنهاییم ساختم..دوست دارم شما من را از تنهایی در بیارید.....پس نظرهای قشنگتون را حتما بنویسبد دوستتون دارم |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 |
|
RSS
|